آتشبس میان ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ از همان ابتدا عجیب به نظر میرسید. در حالی که گزارشهای متعدد از حملات محدود، عملیاتهای پراکنده و تنشهای نظامی منتشر میشد، هیچیک از طرفها اعلام نکردند که آتشبس پایان یافته است. برای بسیاری از ناظران این وضعیت متناقض بود. چگونه ممکن است توافقی که بارها نقض شده، همچنان برقرار تلقی شود؟
برای فهم این وضعیت در این گزارش آکادمی پاداش به یکی از مفاهیم مهم در اقتصاد سیاسی و علوم تصمیمگیری رجوع کرد؛ حوزهای که به آن نظریه بازیها گفته میشود. در این چارچوب، رفتار کشورها شبیه رفتار بازیگرانی تحلیل میشود که هر کدام تلاش میکنند با انتخابهای استراتژیک، بیشترین منفعت را به دست آورند و هزینهها را به حداقل برسانند…
جنگ فرسایشی؛ بازیای که برنده آن صبورترین بازیگر است
در نظریه بازیها، جنگ فرسایشی وضعیتی است که در آن دو بازیگر بر سر یک منبع یا امتیاز رقابت میکنند، اما هیچکدام نمیخواهند فوراً عقبنشینی کنند. در عوض هر طرف صبر میکند تا ببیند کدامیک زودتر خسته میشود و میدان را ترک میکند. نمونه کلاسیک آن در اقتصاد مربوط به رقابت شرکتهاست.
فرض کنید دو شرکت بر سر سهم بازار رقابت میکنند. هر دو قیمتها را پایین نگه میدارند و ضرر میدهند، اما امید دارند شرکت رقیب زودتر از بازار خارج شود. شرکتی که بتواند هزینهها را مدت بیشتری تحمل کند، در نهایت برنده میشود. در روابط بینالملل نیز گاهی کشورها دقیقاً وارد چنین وضعیتی میشوند. درگیری مستقیم برای هر دو طرف پرهزینه است، اما عقبنشینی هم به معنای از دست دادن اعتبار سیاسی و قدرت چانهزنی است. بنابراین رقابت به شکل یک فرسایش طولانی ادامه پیدا میکند.
آتشبس در دل یک رقابت فرسایشی
اگر درگیری ایران و آمریکا در سالهای اخیر را از این زاویه نگاه کنیم، آتشبس ۲۰۲۶ بیشتر شبیه یک وقفه در یک رقابت فرسایشی است، نه پایان آن. هر دو طرف با فشارهای مختلفی روبهرو بودند. برای ایران، فشار اقتصادی و تحریمها اهمیت داشت. برای آمریکا نیز هزینههای امنیتی و ریسک گسترش جنگ در منطقه یک عامل جدی بود. در چنین شرایطی، ادامه درگیری مستقیم میتوانست هزینههای بزرگی ایجاد کند. آتشبس به هر دو طرف اجازه میداد شدت تنش را کاهش دهند، بدون اینکه مجبور شوند رسماً از مواضع خود عقبنشینی کنند. به همین دلیل حتی زمانی که نقضهایی رخ میداد، طرفها تمایل نداشتند اعلام کنند توافق کاملاً شکست خورده است.
بازی تکرارشونده؛ چرا طرفها هنوز با هم بازی میکنند؟
یکی دیگر از مفاهیم مهم در این نظریه بازی تکرارشونده است. در بسیاری از تعاملات اقتصادی و سیاسی، بازی فقط یک بار انجام نمیشود. بازیگران میدانند که در آینده دوباره با هم روبهرو خواهند شد. وقتی یک گیم تکرار میشود، رفتار بازیگران تغییر میکند. آنها تلاش میکنند تصمیمهایی بگیرند که در بلندمدت به نفعشان باشد، نه فقط در یک لحظه کوتاه. در مورد آتشبس ایران و آمریکا نیز همین منطق وجود داشت. دو کشور میدانستند که حتی اگر تنشها ادامه پیدا کند، ناچارند در آینده دوباره مذاکره کنند. بنابراین حفظ یک چارچوب حداقلی برای گفتوگو اهمیت داشت. به همین دلیل، حتی زمانی که تنشهایی در میدان رخ میداد، کانالهای دیپلماتیک کاملاً بسته نشد.
بازی بزدل؛ نزدیک شدن به لبه بحران
در برخی لحظات، تنش میان ایران و آمریکا به وضعیت دیگری در نظریه بازیها نزدیک میشد که به آن بازی بزدل یا Chicken Game گفته میشود. در این بازی، دو راننده با سرعت به سمت هم حرکت میکنند. اگر هیچکدام مسیر را عوض نکند، هر دو تصادف میکنند. اما اگر یکی زودتر کنار برود، دیگری برنده محسوب میشود. در سیاست بینالملل، این بازی زمانی رخ میدهد که کشورها تهدید به اقدام نظامی میکنند اما نمیخواهند واقعاً وارد جنگ گسترده شوند. هر طرف تلاش میکند نشان دهد که مصممتر است تا طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند.
در جریان بحران ۲۰۲۶ نیز گاهی چنین لحظاتی دیده شد. حملات محدود یا تهدیدهای شدید بیشتر بهعنوان پیام سیاسی عمل میکردند تا آغاز یک جنگ بزرگ.
چرا نقض آتشبس به معنای پایان آن نبود؟
در چارچوب نظریه بازیها، یک توافق لزوماً زمانی از بین میرود که هزینه ادامه آن از هزینه شکستن آن بیشتر شود. تا زمانی که طرفها احساس کنند حفظ توافق حتی به شکلی ناقص کمهزینهتر است، توافق باقی میماند. در مورد آتشبس ایران و آمریکا نیز همین منطق دیده شد. اعلام رسمی پایان آتشبس میتوانست فشار سیاسی داخلی را افزایش دهد و احتمال درگیری گستردهتر را بالا ببرد. بنابراین حتی در شرایطی که نقضهایی رخ میداد، طرفها ترجیح میدادند چارچوب توافق را حفظ کنند. به بیان ساده، گاهی یک توافق ناقص برای همه طرفها بهتر از نبودن هیچ توافقی است.
آتشبس بهعنوان ابزار اقتصادی و سیاسی
از منظر اقتصاد سیاسی، آتشبس فقط یک مسئله نظامی نیست. این توافق میتواند پیامدهای اقتصادی مهمی داشته باشد. کاهش تنش معمولاً به معنای کاهش ریسک در بازارهای انرژی، حملونقل و سرمایهگذاری است. در منطقهای مانند خاورمیانه که مسیرهای مهم انرژی از آن عبور میکند، هر نشانهای از کاهش تنش میتواند بر بازار نفت و تجارت جهانی اثر بگذارد. به همین دلیل، حتی یک آتشبس شکننده نیز برای بسیاری از بازیگران اقتصادی اهمیت دارد.

آتشبس بهعنوان یک بازی استراتژیک
اگر آتشبس ۲۰۲۶ را در چارچوب نظریه بازیها تحلیل کنیم، رفتار طرفها کمتر عجیب به نظر میرسد. آنچه رخ داد نه یک صلح پایدار بود و نه یک جنگ تمامعیار، بلکه مرحلهای از یک رقابت طولانیتر بود. در چنین رقابتی، کشورها گاهی حملات محدود انجام میدهند، گاهی مذاکره میکنند و گاهی آتشبس اعلام میکنند. همه این اقدامات بخشی از یک بازی بزرگتر هستند که هدف آن تغییر رفتار طرف مقابل با کمترین هزینه ممکن است. به همین دلیل، آتشبسی که بارها نقض شد اما هیچکس پایان آن را اعلام نکرد، در واقع نمونهای از منطق یک «جنگ فرسایشی» در سیاست جهانی است؛ بازیای که در آن برنده کسی است که بتواند بیشتر دوام بیاورد.

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم