واکنش متفاوت بورس تهران به تنشها
به گزارش پاداش، در روزهای اخیر، همزمان با افزایش نشانههای تنش در منطقه بازارها وارد فاز تازهای از قیمتگذاری نااطمینانی شدهاند. از یک سو، رفتار داراییهای جهانی (از نفت تا بورسهای آمریکا) ردپای پررنگ ریسکگریزی را نشان میدهد و از سوی دیگر، سیگنالهای دیپلماتیک از احتمال دستیابی به چارچوب توافق سخن میگویند؛ دو نیروی متضاد که مسیر تصمیمگیری فعالان اقتصادی را پیچیدهتر کرده است. در این میان، بورس تهران نیز با رفتاری انتخابگرانهتر، میان نگرانیهای ژئوپلیتیک و امید به دیپلماسی در حال بازتعریف انتظارات است؛ حال باید دید ادامه مذاکرات به توافقی قابل اتکا ختم میشود یا نااطمینانیها دست بالا را حفظ میکنند.
عامل داخلی آمریکا و محدودیتهای سیاسی
در کنار تحولات میدانی، تلاش برخی دموکراتها برای محدود کردن اختیار ترامپ در آغاز جنگ، موضوع مهم دیگری است که میتواند بهعنوان مانعی سیاسی در مسیر تصمیمگیریهای تند و پرهزینه تفسیر شود. این عامل از دو جهت اهمیت دارد: نخست اینکه نشان میدهد حتی در فضای قطبی سیاست آمریکا نیز بخشی از تصمیمسازان نسبت به هزینههای درگیری حساساند؛ دوم اینکه میتواند سرعت تصمیمگیری را کاهش دهد و احتمال حرکت به سمت گزینههای دیپلماتیک را تا حدی افزایش دهد. البته همین کشمکش داخلی، خود به ابهام میافزاید و ممکن است بازارها را با پیامهای متناقض مواجه کند.
پنجره دیپلماسی و چالش زمانبندی
با وجود افزایش تنشها، وزیر امور خارجه عمان در گفتوگو با CBS اعلام کرده که دستیابی به توافق بر سر چارچوب کلی شرایط بهزودی در دسترس است و سپس جزئیات فنی میتواند در یک «چرخهای حدود سهماهه» نهایی شود، مشروط به آنکه زمان بیشتری به دیپلماسی داده شود. اما باید توجه داشت که زمانبندی و سبک تصمیمگیری ترامپ در حوزه دیپلماسی میتواند با چنین فرآیند مرحلهای و زمانبر، ایجاد چالش کند؛ زیرا توافقهای فنی و قابل اجرا معمولاً نیازمند زمان، سازوکارهای راستیآزمایی و گامهای متقابل هستند، در حالی که فضای سیاست ممکن است به دنبال نتایج سریع و رسانهای باشد. همین شکاف میان «منطق فنی مذاکرات» و «منطق سیاسی زمانبندی» یکی از گلوگاههای اصلی مسیر توافق محسوب میشود.
واکنش بازارهای جهانی و قیمتگذاری ریسک
رفتارشناسی بازارهای جهانی حکایت از این مهم دارد که فعلاً آنچه در حال قیمتگذاری است، خود «ریسک» و «احتمال رخداد» است، نه لزوماً وقوع قطعی یک سناریوی حاد. در فضای عدم قطعیت، افزایش نفت برنت در محدوده ۷۳ دلاری را شاهد بودیم و همزمان بورسهای آمریکا یکدست قرمز شدند؛ به این معنا که بخشی از سرمایه از داراییهای ریسکی فاصله گرفت و به سمت موقعیتهای محافظهکارانهتر حرکت کرد. رشد نفت در چنین شرایطی معمولاً ناشی از اضافهبهای ریسک ژئوپلیتیک است؛ یعنی بازار حتی قبل از وقوع اختلال واقعی، نگرانی از اختلال احتمالی در عرضه یا مسیرهای حساس حملونقل را در قیمتها منعکس میکند.
رفتار بورس تهران و خریدهای گزینشی
در چنین فضایی، مشاهده میشود که معاملهگران در بورس تهران تا حدی به دور از هیجانزدگی به سمت خرید سهام در محدودههای ارزنده حرکت کردهاند. اگرچه بخشی از سرمایهگذاران در هفتههای اخیر اقدام به فروش سهام کردند، اما اکنون نیز سرمایهگذارانی هستند که با استفاده از موقعیت ایجادشده و ارزندگی برخی نمادها دست به خرید میزنند؛ رفتاری که میتواند ناشی از نگاه میانمدتتر، خریدهای پلهای و تکیه بر نسبت ریسک به بازده باشد. البته این به معنای حذف نگرانیها نیست، بلکه بیشتر نشان میدهد بازار داخلی در حال تفکیک سهمها و انتخابگری است و همه چیز را یکدست و هیجانی معامله نمیکند.
سیگنالهای مثبت و شرط پایداری آن
برخی کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که اظهارات بدرالبوسعیدی مبنی بر خوشبینی به روند مذاکرات و در دسترس بودن توافق، در کنار مواضع عراقچی مبنی بر اینکه در پرونده هستهای و رفع تحریمها پیشرفت خوبی داشتهایم و درباره برخی نکات توافق حاصل شده است، میتواند در جای خود سیگنال مثبت به بازار سرمایه ارسال کرده باشد. با این حال، دوام چنین سیگنالی به این وابسته است که در ادامه، نشانههای اجرایی و کمریسکتر شدن مسیر مشاهده شود؛ زیرا بازار در نهایت به جای امید صرف، به «قابلیت اتکا» واکنش نشان میدهد.
توافق جامع نزدیک یا دور؟
پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا توافق جامع امری در دسترس است یا دور از دسترس؟ پاسخ بازار معمولاً سناریومحور است: اگر چارچوب توافق تثبیت شود و مسیر اجرایی روشن گردد، بخشی از نااطمینانی تخلیه میشود و واکنشها میتواند پایدارتر شود؛ اما اگر مذاکرات طولانی، پرابهام و همراه با پیامهای متناقض ادامه یابد، نوسان روی موج خبر باقی میماند و وزن ریسک ژئوپلیتیک همچنان در قیمتها حضور خواهد داشت.
مسعود کریمی هستم، از سال ۱۳۹۰ تاکنون، بهصورت مستمر در حوزه بازار سرمایه کشور فعالیت داشتهام و در این مدت در جایگاه خبرنگار، تحلیلگر و کارشناس بازار سرمایه با خبرگزاریها و روزنامههای اقتصادی رسمی کشور همکاری کردهام. تمرکز اصلی فعالیت حرفهای اینجانب بر تحلیل ساختارهای بازار سرمایه و بررسی سازوکارهای اثرگذاری عوامل کلان اقتصادی بر رفتار بازار است.