به گزارش پاداش، بازار سهام معاملات امروز را در شرایطی آغاز کرد که نشانههایی از بازگشت تقاضا در بخشی از نمادها به چشم میخورد و در حال حاضر بخش قابل توجهی از سهمها در محدوده مثبت قیمتی روی تابلوی بورس تهران در حال داد و ستد هستند. این تغییر فضا پس از فشار فروش سنگین هفته گذشته، برای بسیاری از معاملهگران به منزله یک مکث در روند نزولی تلقی میشود؛ مکثی که میتواند مقدمهای برای بازتعریف انتظارات باشد.
از منظر متغیرهای بیرونی، دلار حواله در سطوح بالای قیمتی همچنان به عنوان یک پیشران مهم برای داراییهای ریالی مطرح است. رشد نرخ ارز معمولا از دو کانال بر بازار اثر میگذارد؛ نخست از مسیر افزایش ارزش جایگزینی شرکتها و دوم از طریق تقویت سودآوری صنایع صادرات محور. به همین دلیل حتی در روزهایی که نااطمینانی سیاسی افزایش مییابد، بخشی از سرمایهگذاران با تکیه بر این عامل، افت قیمتها را موقتی ارزیابی میکنند.
با این حال فضای سیاست خارجی نیز به شدت در کانون توجه قرار دارد. اظهارنظرهای اخیر دونالد ترامپ درباره در نظر گرفتن یک بازه زمانی یک ماهه برای پیشبرد مذاکرات، اگر چه از سوی برخی فعالان با تردید نگریسته میشود، اما در کوتاه مدت توانسته وزن اندکی از خوش بینی را وارد معاملات کند. همین وزن محدود کافی بوده تا بخشی از معاملهگران پس از ریزش قبلی، دست کم از شدت عرضه بکاهند.
در کنار این موضوع، خبر برگزاری دور دوم گفت و گوها در ژنو نیز از دید بسیاری از فعالان به معنای باز ماندن مسیر دیپلماسی است. بازار معمولا به «باز بودن کانال مذاکره» واکنش مثبت تری نشان میدهد تا حتی نتایج قطعی، زیرا همین باز بودن مسیر میتواند سناریوهای بدبینانه را موقتا به تعویق بیندازد.
البته گروهی از کارشناسان معتقدند همزمان با طرح مباحث دیپلماتیک، استفاده از ابزارهای فشار نیز ادامه دارد. نمونهای که به آن اشاره میشود، خبر حرکت ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford به سمت منطقه است؛ رخدادی که میتواند به عنوان اهرم چانه زنی تفسیر شود و سطحی از احتیاط را در تصمیم گیریهای سرمایهگذاران حفظ کند.
در این میان یک دوگانگی مشخص در تحلیلها شکل گرفته است. طیفی از تحلیلگران با اشاره به افزایش ریسکهای سیاسی و امکان فرسایشی شدن روند مذاکرات، رشدهای مقطعی را فرصت خروج ارزیابی میکنند. به باور این گروه، بازار در برابر اخبار مثبت واکنش سریع اما ناپایدار دارد، در حالی که شوکهای منفی میتواند عمیق تر و ماندگارتر باشد.
در مقابل، دستهای دیگر نگاه متفاوتی دارند. از دید این فعالان، بخش مهمی از بدبینیها پیش تر در قیمتها منعکس شده و نسبتهای ارزندگی در بسیاری از صنایع به سطوح جذابی رسیده است. بنابراین استراتژی خرید تدریجی سهام با افق میان مدت میتواند معقول تر از نوسان گیری کوتاه مدت یا تمرکز بر ابزارهای پرریسک باشد. این گروه بر این باورند که حتی اگر مسیر سیاست با نوسان همراه باشد، متغیرهای بنیادی مانند نرخ ارز، تورم و ارزش دارایی شرکتها در نهایت خود را در قیمتها نشان خواهند داد.
آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، نحوه وزن دهی سرمایهگذاران به هر یک از این سناریوهاست. بازار نه کاملا خوش بین است و نه در وضعیت ترس مطلق قرار دارد؛ بلکه در نقطهای میان این دو حرکت میکند. به همین دلیل شاهد چرخش سریع نقدینگی بین صنایع، تشکیل صفهای خرید کوتاه مدت و همچنین عرضههای ناگهانی هستیم.
به بیان دیگر، بورس وارد دورهای شده که در آن «خبر» بیش از هر زمان دیگری قدرت جهت دهی دارد. تا زمانی که تصویر روشن تری از آینده مذاکرات و سطح تنشها به دست نیاید، میتوان انتظار داشت این نوسان رفتاری ادامه پیدا کند. با این حال برای سرمایهگذارانی که افق زمانی بلندتر دارند، چنین مقاطعی معمولا بستر شکل گیری موقعیتهای کم ریسک تر نسبت به دورههای هیجانی صعودی محسوب میشود.
مسعود کریمی هستم، از سال ۱۳۹۰ تاکنون، بهصورت مستمر در حوزه بازار سرمایه کشور فعالیت داشتهام و در این مدت در جایگاه خبرنگار، تحلیلگر و کارشناس بازار سرمایه با خبرگزاریها و روزنامههای اقتصادی رسمی کشور همکاری کردهام. تمرکز اصلی فعالیت حرفهای اینجانب بر تحلیل ساختارهای بازار سرمایه و بررسی سازوکارهای اثرگذاری عوامل کلان اقتصادی بر رفتار بازار است.