پایان بحران یا آغاز یک دوره جدید؟
کاهش قیمت نفت برنت از سطوح بالای ۱۱۰ دلار در اوج بحران به زیر ۸۰ دلار در هفتههای اخیر، در نگاه نخست این تصور را ایجاد کرده است که بازار انرژی به تعادل پیشین خود بازگشته است. توافق موقت میان ایران و آمریکا و احتمال بازگشایی کامل تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان، بهظاهر مهمترین ریسک ژئوپلیتیک را خنثی کرده است. با این حال، تحلیل دقیقتر دادههای حملونقل دریایی، بیمه و ظرفیت تولید نشان میدهد که آنچه در حال وقوع است، بازگشت به نظم قدیم نیست، بلکه ورود به یک نظم جدید پر اصطکاک است.
به گزارش آکادمی پاداش بازار نفت در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه به ظرفیت چاهها وابسته باشد، به کیفیت امنیت مسیرهای انتقال وابسته شده است. در گذشته، پایان درگیریهای نظامی معمولاً با بازگشت سریع عرضه همراه بود، اما بحران اخیر نشان داد که زنجیره انرژی جهانی شکنندهتر از آن است که با یک توافق سیاسی فوراً ترمیم شود. مسئله اصلی اکنون کمبود مطلق نفت نیست، بلکه کندی بازسازی جریان تجارت است. این تفاوت ظریف، پیامدهای عمیقی برای قیمتها، تورم جهانی و سرمایهگذاری در انرژی دارد.

گلوگاه هرمز؛ امنیتی که زمان میبرد
تنگه هرمز پیش از بحران روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای انرژی را عبور میداد و قلب تپنده صادرات خلیج فارس بهشمار میرفت. با آغاز درگیریها، این مسیر مهم بازار نفت عملاً به حداقل ظرفیت رسید و بخش قابل توجهی از عرضه جهانی مختل شد. هرچند توافق اخیر زمینه بازگشایی را فراهم کرده، اما بازگشت به سطح عادی نیازمند فرآیندی پیچیده و زمانبر است که صرفاً به اراده سیاسی وابسته نیست.
مینروبی دریایی، بررسی ایمنی کانالهای عبوری و ایجاد اطمینان برای کشتیرانی تجاری، بهتنهایی میتواند بیش از شش هفته زمان ببرد. علاوه بر این، حدود ۱۱۸ نفتکش بارگیریشده در مقاطعی در خلیج فارس متوقف مانده بودند و مدیریت خروج یا بازگشت آنها به چرخه تجارت، نیازمند هماهنگی لجستیکی گسترده است. این ازدحام، به معنای آن است که حتی پس از اعلام باز بودن مسیر، عرضه واقعی به بازار جهانی با تأخیر آزاد میشود. بنابراین بازار نفت نه با شوک کمبود مطلق، بلکه با شوک زمانبندی مواجه است؛ شوکی که به نوسانهای کوتاهمدت دامن میزند.
بازسازی عرضه؛ مسیر تدریجی نه جهشی
برآوردهای موجود نشان میدهد که بازگشت تولید کشورهای خلیج فارس به سطح پیش از بحران، فرآیندی تدریجی خواهد بود. پیشبینیها حاکی از آن است که تا نیمه ژوئیه، تولید بازار نفت در خلیج فارس به حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد ظرفیت پیشین برسد و این رقم تا نیمه سپتامبر به ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش یابد. حتی در سناریوی خوشبینانه، بازگشت به سطح ۸۰ تا ۹۰ درصدی تا پایان سال زمان خواهد برد. این اعداد نشان میدهد که بازار با یک شکاف چندماهه میان توافق سیاسی و بازگشت کامل عرضه به بازار نفت مواجه است.
همزمان، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که اگر بازگشت تولید به بازار نفت سریعتر از احیای تقاضای جهانی رخ دهد، ممکن است در سال آینده مازاد عرضه شکل بگیرد. با این حال، در کوتاهمدت، محدودیتهای حملونقل و هزینههای بیمهای اجازه نمیدهد این مازاد به سرعت به بازار تزریق شود. بنابراین حتی اگر قیمت نفت به محدوده ۷۵ دلار نزدیک شود، نوسانات شدید در بازه ۷۵ تا ۸۵ دلار همچنان محتمل است. بازار در وضعیتی قرار گرفته که کوچکترین خبر امنیتی یا اختلال بندری میتواند موج جدیدی از هیجان قیمتی ایجاد کند.
بیمه و حملونقل؛ هزینههای پنهان بحران
یکی از مهمترین ویژگیهای نظم جدید بازار نفت، افزایش وزن متغیرهای غیرتولیدی در تعیین قیمت است. در دوره اخیر، حق بیمه سفر به خلیج فارس بهشدت افزایش یافت و کرایه نفتکشها به سطوح کمسابقهای رسید. اگرچه با فروکشکردن درگیریها بخشی از این هزینهها کاهش یافته، اما بیمهگران همچنان محتاط هستند و برای کاهش کامل نرخها، به هفتهها تردد ایمن نیاز دارند. این رفتار محتاطانه به این معناست که هزینه نهایی هر بشکه در بازار نفت همچنان تحت تأثیر ریسک امنیتی باقی میماند.
افزون بر این، بازگشت کامل ناوگان نفتکش به منطقه ممکن است چهار تا پنج ماه زمان ببرد. شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند تا تثبیت کامل شرایط، بخشی از ظرفیت خود را به مسیرهای امنتر اختصاص دهند. نتیجه این وضعیت آن است که عرضه اسمی بازار نفت با عرضه واقعی در بازار جهانی متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی، اصطکاک لجستیکی به عاملی ساختاری تبدیل میشود و بازار نفت وارد دورهای میشود که میتوان آن را «کمیابی مدیریتشده» نامید؛ دورهای که در آن نفت وجود دارد، اما دسترسی به آن پرهزینه و ناپایدار است.
ریسکهای تحریمی و نهادی؛ دیوارهای نامرئی بازار
حتی اگر تنگه هرمز بهطور کامل باز باشد، مسئله تحریمها و چارچوبهای حقوقی همچنان پابرجاست. برخی نهادهای مدیریتکننده مسیرهای دریایی و سازمانهای مرتبط با ساختار امنیتی منطقه، همچنان در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارند. این وضعیت باعث میشود هرگونه پرداخت عوارض یا همکاری مالی با این نهادها برای شرکتهای بینالمللی ریسک حقوقی داشته باشد. در نتیجه، شرکتهای بزرگ انرژی و بیمه با احتیاط حرکت میکنند و این احتیاط به کاهش سرعت بازگشت جریان عادی تجارت منجر میشود.
چنین محدودیتهایی نشان میدهد که بازار نفت تنها تابع عرضه و تقاضا نیست، بلکه به ساختار نهادی و حقوقی نیز وابسته است. اگر تحریمها بهطور کامل رفع نشود، بازگشت به وضعیت پیش از بحران عملاً ناممکن خواهد بود. در این چارچوب، نظم جدید انرژی بر پایه نوعی نااطمینانی مزمن شکل میگیرد؛ نااطمینانیای که تصمیمهای سرمایهگذاری بلندمدت را تحت تأثیر قرار میدهد و هزینه سرمایه را برای پروژههای جدید افزایش میدهد.
پیامدهای جهانی؛ تورم، سرمایهگذاری و ژئوپلیتیک
تداوم نوسان در قیمت نفت، پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی دارد. کشورهایی که در سالهای اخیر با تورم انرژی دستوپنجه نرم کردهاند، همچنان در برابر شوکهای قیمتی آسیبپذیر خواهند بود. اگرچه افت قیمت از قله ۱۱۰ دلاری به زیر ۸۰ دلار فشار فوری را کاهش داده، اما باقیماندن قیمتها در سطوح نسبتاً بالا، به معنای تداوم هزینههای انرژی برای صنایع و مصرفکنندگان است. این وضعیت میتواند روند کاهش تورم در اقتصادهای پیشرفته را کند کند.
در سطح ژئوپلیتیک نیز، بحران اخیر اهمیت تنوعبخشی به منابع انرژی را برجستهتر کرده است. تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس، از جمله آمریکا، برزیل و برخی کشورهای آفریقایی، از فضای ایجادشده برای جذب سرمایه بهره خواهند برد. همزمان، سرمایهگذاری در زیرساختهای LNG و خطوط لوله جایگزین با شتاب بیشتری دنبال میشود. نظم جدید بازار نفت، بیش از گذشته با امنیت مسیرهای انتقال و تنوع جغرافیایی عرضه تعریف میشود.از وفور نفت تا عصر اصطکاک انرژی
از وفور نفت تا عصر اصطکاک انرژی
بازگشایی تنگه هرمز اگرچه یک نقطه عطف مهم در کاهش تنشهای ژئوپلیتیک است، اما به معنای بازگشت فوری به نفت ارزان و باثبات نیست. دادههای تولید، حملونقل و بیمه نشان میدهد که بازار انرژی در حال تجربه گذار به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن هزینههای امنیتی و لجستیکی سهم بیشتری در تعیین قیمت دارند. این گذار، نفت را از کالایی صرفاً مبتنی بر عرضه و تقاضا به کالایی مبتنی بر «ریسک و مسیر» تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، پیشبینی قیمت نفت تنها بر اساس ظرفیت تولید اوپک یا سطح ذخایر جهانی کافی نیست. تحلیلگران و سیاستگذاران باید متغیرهای امنیتی، حقوقی و لجستیکی را نیز در مدلهای خود بگنجانند. جهان ممکن است از شوک فوری عبور کرده باشد، اما وارد دورهای از ناپایداری کنترلشده شده است؛ دورهای که در آن هر توافق سیاسی، تنها بخشی از معادله پیچیده انرژی جهانی را حل میکند.
منبع:
اکنومیست