به گزارش پاداش جهان با وضعیتی بیسابقه مواجه شده است که امنیت انرژی را در سطحی جهانی تهدید میکند. تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتیترین شاهراههای انتقال انرژی، اکنون با تنها ۵ درصد ظرفیت عادی خود فعالیت میکند. این اختلال در عرضه، باعث شده است که ذخایر نفت در سطح جهانی با سرعتی باورنکردنی در حال کاهش باشند. گزارشهای نهادهای معتبری همچون گلدمن ساکس نشان میدهد که کاهش ذخایر نفت در ماه مه به رکورد خیرهکننده ۸.۷ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ عددی که نزدیک به دو برابر میانگین کاهشهای تاریخی از زمان آغاز تنشها در خاورمیانه است.
سقوط آزاد ذخایر نفت؛ چرا وضعیت به اینجا رسید؟
برای درک عمق فاجعه، باید نگاهی به ماهیت مصرف ذخایر نفت در بازارهای جهانی بیندازیم. بخش عمدهای از این کاهش، ناشی از پدیدهای است که در ادبیات اقتصادی، نفت در مسیر (Oil on Water) خوانده میشود. وقتی تانکرها به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز متوقف میشوند، جریان ورودی به پالایشگاهها قطع شده و کشورها مجبور میشوند برای تداوم چرخ تولید، مستقیماً به ذخایر نفت انبار شده خود تکیه کنند.
این وضعیت، فراتر از یک نوسان کوتاهمدت است. آمارهای منتشر شده حاکی از آن است که در ماههای مارس و آوریل، مجموعاً ۲۴۶ میلیون بشکه از ذخایر نفت جهان کاسته شده است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) هشدار داده است که اگر این روند با همین شدت ادامه یابد، عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۳.۹ میلیون بشکه در روز نسبت به سال قبل کاهش خواهد یافت. این یعنی حتی با پایان یافتن درگیریها، بازگشت به تعادل در ذخایر نفت زمانبر خواهد بود.
گذار از بحران روانی به حقیقت کمبود فیزیکی
تا ماههای نخستین سال ۱۴۰۵، بازار انرژی با تکیه بر محمولههایی که پیش از بحران بارگیری شده بودند، در حالت تعلیق به سر میبرد. در آن زمان، بسیاری از سرمایهگذاران گمان میکردند که کمبود ذخایر نفت تنها یک ترس روانی است. اما گزارشهای فایننشال تایمز تأیید میکند که تمام آن محمولهها به مقصد رسیدهاند و از اواخر فوریه، هیچ تانکر جدیدی موفق به عبور از تنگه هرمز نشده است.
این یعنی ما اکنون در فاز «تخلیه کامل انبارها» هستیم. وقتی ذخایر نفت به سطح پایینتری از استانداردهای عملیاتی میرسند، قیمتها دیگر نه بر اساس گمانهزنی، بلکه بر اساس وحشت از نبودِ فیزیکی سوخت شکل میگیرند. هفته گذشته، آمریکا با کاهش رکورد ۱۷.۸ میلیون بشکهای در یک بازه زمانی کوتاه مواجه شد و ذخایر پایانه نفتی «کاشینگ» به پایینترین سطح عملیاتی خود رسید؛ این موضوع زنگ خطری جدی برای امنیت ذخایر نفت استراتژیک است.
نقش استراتژیک آمریکا و چین در مدیریت ذخایر نفت
در طول ماههای گذشته، آمریکا به عنوان سوپاپ اضطراری جهان عمل کرده است. تخلیه ۲۰.۳ میلیون بشکهای از ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) در ماه مه، تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی قیمتها بود. مجموع کاهش ذخایر نفت آمریکا در آوریل و مه به ۴۰.۶ میلیون بشکه رسیده است.

در سوی دیگر، چین با استفاده از ذخایر نفت انباشتهشده در سالهای گذشته، سعی کرده است ضربهگیر بازار باشد. با این حال، چین واردات گسترده را متوقف کرده تا به کاهش تقاضای جهانی کمک کند. اما این استراتژی یک “بازی با مجموع صفر” است؛ چرا که وقتی ذخایر نفت چین به مرزهای بحرانی برسد، این کشور ناچار خواهد بود به خریدارِ فعال در بازار تبدیل شود و همین امر، قیمت نفت برنت را به سطوح بیسابقهای سوق خواهد داد.

پیشبینیهای قیمتی؛ وقتی نفت از مرز ۲۰۰ دلار میگذرد
تحلیلگران بزرگ بازار انرژی اکنون در حال ترسیم سناریوهای ترسناکی هستند. سناریوهایی که همگی حول محورِ اتمام ذخایر نفت میچرخند:
- بانک سیتی: در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، احتمال رسیدن قیمت نفت به مرز ۲۰۰ دلار را جدی میداند.
- مورگان استنلی: بازه ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلار را برای وادار کردن اجباری اقتصاد جهانی به کاهش مصرف (از طریق رکود) پیشبینی میکند.
- وود مکنزی: معتقد است بازگشت به قیمت ۸۰ دلار تنها در صورت توافق صلح پایدار تا پایان ژوئن امکانپذیر است.
این پیشبینیها نشان میدهد که وابستگی اقتصاد جهان به ذخایر نفت هنوز به قدری بالاست که هیچ جایگزینی نمیتواند در کوتاهمدت جایگزینِ این کمبود عرضه شود.
پیامدهای زنجیره تأمین: از سوخت جت تا کالاهای اساسی
بحران کنونی در بازار ذخایر نفت، تأثیرات دومینویی بر سایر صنایع داشته است. واردات سوخت جت به اروپا حدود ۶۰ درصد کمتر از میانگین سال ۲۰۲۵ است. این یعنی پروازهای بینالمللی و زنجیره توزیع کالاها با اختلال مواجه شدهاند. نهادههای پتروشیمی که پایه اصلی صنایع تولیدی هستند، به شدت با کمبود مواد اولیه روبرو شدهاند.
وقتی ذخایر نفت در سطح پالایشگاهها کاهش مییابد، حاشیه سود پتروشیمیها نیز بهشدت کاهش یافته و قیمت تمامشده محصولات افزایش مییابد. به گزارش گروه پاداش، این وضعیت میتواند به رکود تورمی در بازارهای جهانی منجر شود. در چنین شرایطی، کشورهایی که ذخایر نفت استراتژیک بزرگتری دارند، قدرت مانور بیشتری در مذاکرات خواهند داشت.
آیندهای که در انتظار است
بحران سال ۱۴۰۵ به وضوح نشان داد که امنیت جهانی تا چه حد به جریان بیپایان نفت وابسته است. اتمام ذخایر نفت استراتژیک آمریکا و کاهش ذخایر تجاری در سراسر جهان، پیامآور دورهای از بیثباتی در بازارهای انرژی است.
سرمایهگذاران و تصمیمگیران اقتصادی باید بدانند که دنیای پس از اتمام ذخایر نفت، دنیایی با نوسانات بسیار شدید خواهد بود. برای عبور از این بحران، نیازمند تغییر در سیاستهای تأمین انرژی و در عین حال، آمادگی برای سناریوهای سختگیرانهتر هستیم.

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم