به گزارش پاداش جنگها از شدیدترین شوکهایی هستند که یک اقتصاد میتواند تجربه کند. در چنین شرایطی معمولاً نااطمینانی به سرعت افزایش مییابد، سرمایهها جابهجا میشوند و رفتار سرمایهگذاران تغییر میکند. یکی از نخستین نهادهایی که این شوکها را احساس میکند بازار است؛ جایی که انتظارات اقتصادی، نگرانیهای سیاسی و رفتار سرمایهگذاران در قالب قیمتها منعکس میشود.
با این حال بررسی تجربه تاریخی نشان میدهد که واکنش به جنگها همیشه به معنای فروپاشی بلندمدت نیست. در بسیاری از موارد، شوک اولیه باعث نوسان و افت قیمتها میشود، اما پس از مدتی روندی از تطبیق و بازسازی شکل میگیرد. اقتصاددانان این فرآیند را نوعی پادشکنندگی در سیستمهای مالی میدانند؛ فرآیندی که طی آن ساختارهای اقتصادی با شرایط جدید سازگار میشوند.
چرا جنگ ابتدا باعث شوک در بازار میشود؟
وقتی یک درگیری نظامی آغاز میشود، مهمترین عامل اثرگذار بر اقتصاد نااطمینانی است. سرمایهگذاران نمیدانند جنگ چه مدت ادامه خواهد داشت، چه بخشهایی از اقتصاد آسیب میبیند و سیاستهای دولتها چگونه تغییر خواهد کرد. در نتیجه بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح میدهند داراییهای خود را به سمت گزینههای امنتر منتقل کنند.
در چنین فضایی، فشار فروش افزایش مییابد و قیمت داراییها کاهش پیدا میکند. به همین دلیل در بسیاری از بحرانهای ژئوپلیتیک، نخستین واکنش بازار افت یا نوسان شدید است. با این حال تجربه نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این افت معمولاً در دورهای رخ میدهد که هنوز جنگ آغاز نشده و فضای نااطمینانی در بالاترین سطح قرار دارد.
تعطیلی در زمان جنگ
در برخی از بحرانهای بزرگ، دولتها تصمیم گرفتهاند فعالیت بازار را به طور موقت متوقف کنند. هدف از این اقدام معمولاً جلوگیری از سقوط ناگهانی قیمتها و مهار رفتارهای هیجانی سرمایهگذاران بوده است.
تعطیلی موقت میتواند تا حدی از فشار فروش اولیه جلوگیری کند، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که این تصمیم معمولاً اثر کوتاهمدت دارد. وقتی معاملات دوباره آغاز میشود، قیمتها باید اطلاعات و نگرانیهای انباشتهشده را منعکس کنند و به همین دلیل در روزهای ابتدایی بازگشایی، نوسانات شدید طبیعی است.
تجربه تاریخی: جنگ جهانی اول
در سال ۱۹۱۴ و همزمان با آغاز جنگ، بورس نیویورک برای جلوگیری از خروج گسترده سرمایه خارجی حدود چهار ماه تعطیل شد. این طولانیترین تعطیلی در تاریخ این بورس محسوب میشود.
وقتی معاملات دوباره آغاز شد، روند جالبی شکل گرفت. اقتصاد آمریکا به تدریج وارد دورهای از رشد صنعتی و تولیدی شد و در سال بعد شاخصهای سهام آمریکا حدود ۸۸ درصد رشد کردند. این تجربه نشان داد که حتی یک شوک بزرگ ژئوپلیتیک نیز لزوماً مانع از بازگشت اقتصاد به مسیر رشد نمیشود.
جنگ جهانی دوم و واکنش سرمایهگذاران
در دسامبر سال ۱۹۴۱ و پس از حمله ژاپن به پرل هاربر، فضای نگرانی شدیدی در اقتصاد آمریکا ایجاد شد. در نخستین واکنش، شاخصهای سهام آمریکا حدود سه تا چهار درصد کاهش یافتند.
با این حال روند بعدی متفاوت بود. طی شش ماه بعد از این رویداد، شاخصها حدود پانزده درصد افزایش پیدا کردند. این تغییر نشان میدهد که پس از مشخص شدن جهتگیری اقتصاد و سیاستهای دولت، سرمایهگذاران دوباره شروع به ارزیابی فرصتهای اقتصادی میکنند.
جنگ خلیج فارس و الگوی افت پیش از جنگ
نمونه دیگری از رفتار اقتصادی به بحران خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ مربوط میشود. در ماههای منتهی به آغاز عملیات نظامی، شاخصهای سهام آمریکا حدود شانزده درصد کاهش یافتند.
اما با شروع عملیات نظامی در سال ۱۹۹۱ و کاهش نااطمینانی درباره روند جنگ، شرایط تغییر کرد. طی حدود یک ماه پس از آغاز درگیریها، سهام آمریکا نزدیک به ده درصد رشد کرد. این تجربه بار دیگر نشان داد که عامل اصلی افت قیمتها اغلب نااطمینانی است، نه خود جنگ.
جنگ اوکراین و مدیریت بازگشایی
در سال ۲۰۲۲ و پس از آغاز نبرد با اوکراین، بورس مسکو برای جلوگیری از سقوط شدید قیمتها حدود یک ماه تعطیل شد. دولت روسیه برای حمایت حدود یک تریلیون روبل منابع اختصاص داد و بازگشایی معاملات را به صورت مرحلهای انجام داد.
این سیاستها باعث شد که شوک اولیه تا حدی مدیریت شود. تجربه روسیه نشان میدهد که نحوه مدیریت در زمان بحران میتواند نقش مهمی در کاهش شدت نوسانات داشته باشد.
الگوی مشترک در تجربههای تاریخی
اگر تجربههای مختلف را در کنار هم قرار دهیم، یک الگوی نسبتاً مشابه در رفتار بازار دیده میشود. معمولاً در ماههای پیش از تنش نظامی، با افزایش نااطمینانی، قیمت داراییها کاهش مییابد و سرمایهگذاران محتاطتر میشوند.
پس از آغاز جنگ یا بازگشایی معاملات، نوسانها افزایش پیدا میکند و قیمتها تلاش میکنند اطلاعات جدید را منعکس کنند. در مرحله بعد و با کاهش نااطمینانی، سرمایهگذاران دوباره شروع به ارزیابی فرصتهای اقتصادی میکنند و روندی از بازگشت تدریجی شکل میگیرد.
بازسازی اقتصادی پس از بحران
در بلندمدت، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که بحرانها میتوانند به نوعی بازچینی در ساختار اقتصادی منجر شوند. در این فرآیند، سرمایهها از فعالیتهای کمبازده به سمت بخشهای کارآمدتر حرکت میکنند و شرکتهایی که توان سازگاری بیشتری دارند رشد میکنند.
به همین دلیل در بسیاری از تجربههای تاریخی دیده شده که پس از عبور از شوک اولیه، بازار وارد مرحلهای از تثبیت و حتی رشد میشود. این روند نشان میدهد که سیستمهای اقتصادی پیچیده اغلب توانایی بالایی در تطبیق با شرایط جدید دارند.
جمعبندی
تجربه یک قرن گذشته نشان میدهد که اینچنین بحران هایی اگرچه میتوانند شوکهای بزرگی به اقتصاد وارد کنند، اما تأثیر آنها همیشه یکسان و دائمی نیست. در کوتاهمدت ممکن است نوسان و افت قیمتها رخ دهد، اما در بلندمدت فرآیند کشف قیمت و بازتخصیص سرمایه به بازسازی اقتصاد کمک میکند.
در نهایت، آنچه تعیینکننده مسیر آینده است میزان نااطمینانی، سیاستهای اقتصادی دولتها و سرعت سازگاری سرمایهگذاران با شرایط جدید است. تاریخ نشان میدهد که در بسیاری از موارد، حتی پس از شدیدترین بحرانها نیز بازار توانسته است مسیر خود را دوباره پیدا کند و به تعادل تازهای برسد.


فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم