مسیر رشد در گرو انرژی
به گزارش پاداش اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ با رشدی حدود ۳.۳ درصد به مسیر نسبتاً باثباتی ادامه میدهد؛ نرخی که تفاوت محسوسی با عملکرد سال ۲۰۲۵ ندارد و حتی نسبت به پیشبینیهای پاییز ۲۰۲۵ اندکی بهبود یافته است. در نگاه اول، این ارقام تصویری از تابآوری اقتصاد جهانی ارائه میدهند. اما این ثبات ظاهری، حاصل تعادل شکنندهای میان نیروهای متضاد است؛ نیروهایی که در صورت برهم خوردن، میتوانند رشد را بهسرعت کند کنند.
در میان این نیروها، انرژی نقشی محوری دارد؛ نه فقط بهعنوان یک نهاده تولید، بلکه بهعنوان نقطه تلاقی اقتصاد، سیاست و ژئوپلیتیک. دهه ۲۰۲۰ دههای است که در آن، انرژی دیگر یک متغیر تکنیکی در مدلهای رشد نیست، بلکه به یکی از اصلیترین محدودیتهای ساختاری اقتصاد جهانی تبدیل شده است. محدودیتی که میتواند باعث تغییر شگرف مسیر رشد و توسعه شود

انرژی دیگر فقط یک کالا نیست
انرژی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، امنیت انرژی با امنیت اقتصادی و حتی امنیت ملی گره خورده است. برخلاف دهههای گذشته که شوکهای عمدتاً به نفت محدود میشدند، امروز همزمان چندین جبهه فعالاند. نفت، گاز، برق، زیرساختهای شبکه، مواد معدنی حیاتی، زنجیرههای تأمین فناوری و حتی مراکز داده و هوش مصنوعی همه میتوانند زمین ساز شوک به بازار انرژی باشند.
این همزمانی بیسابقه باعث شده ریسکهای انرژی ماهیتی سیستمی پیدا کنند. اختلال در یک بخش، بهسرعت به بخشهای دیگر سرایت میکند. بهعنوان مثال، محدودیت در عرضه مواد معدنی حیاتی نهتنها گذار انرژی را کند میکند، بلکه توسعه صنایع دیجیتال، خودروهای برقی و حتی زیرساختهای AI را نیز با مانع مواجه میسازد.
ژئوپلیتیک انرژی و سقف رشد اقتصاد جهانی
بخشی از تابآوری رشد جهانی در سالهای اخیر، حاصل شرایط مالی نسبتاً مساعد و سرمایهگذاریهای سنگین در فناوری بوده است. اما همین گزارش هشدار میدهد که ریسکهای ژئوپلیتیک میتوانند این موتورهای رشد را تضعیف کنند.
ژئوپلیتیک به سه مسیر اصلی بر رشد فشار وارد میکند:
- نااطمینانی سرمایهگذاری: پروژههای انرژی – چه فسیلی و چه تجدیدپذیر – افقهای زمانی بلندمدت دارند. افزایش ریسک ژئوپلیتیک، هزینه سرمایه را بالا میبرد و تصمیمگیری بنگاهها را به تعویق میاندازد.
- تورم ساختاری: حتی اگر قیمت اسمی انرژی کاهش یابد (چنانکه IMF برای ۲۰۲۶ پیشبینی افت قیمت انرژی را دارد)، نااطمینانی عرضه میتواند تورم هسته را بالا نگه دارد.
- اختلال زنجیرههای تأمین: تمرکز شدید تولید یا فرآوری در چند کشور، اقتصاد جهانی را در برابر شوکهای سیاسی آسیبپذیر کرده است.
نتیجه این فرآیندها، نه لزوماً رکود فوری، بلکه کاهش تدریجی پتانسیل رشد است؛ رشدی که روی کاغذ وجود دارد، اما سقف آن پایینتر از گذشته است.
گذار انرژی؛ رشد سبز یا هزینه پنهان؟
یکی از تناقضهای کلیدی دهه ۲۰۲۰ در همینجا شکل میگیرد. از یکسو، گذار به انرژیهای پاک برای ثبات اقلیمی و امنیت بلندمدت ضروری است؛ از سوی دیگر، این گذار در کوتاهمدت ارزان نیست. سرمایهگذاریهای موردنیاز برای شبکههای برق، ذخیرهسازی، مواد معدنی و تابآوری زیرساختها، فشار قابلتوجهی بر منابع مالی وارد میکند.
به بیان ساده، دهه جاری بیش از آنکه دهه سود بهرهوری باشد، دهه سرمایهگذاری پرهزینه است. این هزینهها اگرچه برای آینده ضروریاند، اما در کوتاهمدت میتوانند رشد را محدود و نابرابری میان کشورها را تشدید کنند؛ بهویژه برای اقتصادهایی که فضای مالی محدودی دارند.
رشد ممکن است، اما محدود
اقتصاد جهانی احتمالاً از رکود فراگیر عبور کرده و میتواند رشد مثبت خود را حفظ کند، اما محدودیتهای انرژی و ژئوپلیتیک اجازه بازگشت به رشدهای بالای گذشته را نمیدهند. انرژی به سقفی نامرئی برای رشد تبدیل شده است؛ سقفی که بدون کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک، تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین و مدیریت هوشمند گذار انرژی، جابهجا نخواهد شد.
دهه ۲۰۲۰، دهه رشد شکننده است؛ رشدی که برای تداوم، بیش از هر زمان دیگری به حل گره انرژی نیاز دارد.
منبع:

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم