در شرایطی که بخش عمده معاملهگران ریسکگریز از گردونه معاملات بازار سهام خارج شدهاند، ساختار جریان نقدینگی و ترکیب فعالان بازار دستخوش تغییر شده است. اکنون بازیگران باقیمانده عمدتاً سرمایهگذارانی هستند که با منابع محدودتر اما با رویکرد فعالتر در بازار حضور دارند. با این حال، استمرار خروج پول حقیقی نشان میدهد که فضای بیاعتمادی همچنان بر ذهنیت غالب بازار سایه انداخته است.
خروج حدود 960 میلیارد تومان از سهام، حقتقدمها و صندوقهای سهامی و همچنین 230 میلیارد تومان از صندوقهای درآمد ثابت، بیانگر آن است که حتی ابزارهای کمریسکتر نیز از موج احتیاط سرمایهگذاران در امان نماندهاند. این رفتار میتواند ناشی از افزایش ترجیح نقدشوندگی، نگرانی از تداوم ریسکهای سیستماتیک و نبود چشمانداز شفاف در حوزه سیاستگذاری اقتصادی باشد.
از منظر رفتاری، زمانی که جریان پول حقیقی بهطور مستمر از بازار خارج میشود، فشار عرضه تشدید شده و قدرت تقاضا تحلیل میرود. این وضعیت باعث میشود حتی در صورت ارزندگی نسبی قیمتها، بازار نتواند واکنش مثبت و پایداری نشان دهد.
با این وجود، نگاه بخشی از فعالان حرفهای بازار متفاوت است. این گروه شرایط کنونی را فرصتی برای انباشت تدریجی سهام ارزنده تلقی میکنند و معتقدند در افق میانمدت و بلندمدت، بازار از ریسکهای فعلی عبور خواهد کرد. استدلال این دسته بر پایه چرخههای تاریخی بازار سرمایه استوار است؛ دورههایی که در آن اوج نااطمینانی و فشار فروش، همزمان با شکلگیری ارزندگی در بسیاری از نمادها بوده و سرمایهگذاران صبور توانستهاند در بازههای زمانی بلندمدت بازدهی مطلوبی کسب کنند. کاهش نسبتهای ارزشی در برخی صنایع، ثبات نسبی سودآوری شرکتهای بزرگ و پتانسیل رشد در صورت بهبود متغیرهای کلان، از جمله عواملی است که این دیدگاه را تقویت میکند.
یکی از نشانههای مهم در شرایط فعلی، افزایش فعالیت در بازار اختیار معامله است. حضور پررنگتر معاملهگران حرفهای در این بخش و وضعیت مطلوبتر اختیارات خرید نسبت به اختیارات فروش میتواند حاکی از آن باشد که بخشی از بازار سناریوی بهبود تدریجی قیمتها را محتمل میداند. ابزارهای مشتقه معمولاً زمانی مورد توجه قرار میگیرند که فعالان بازار در پی مدیریت ریسک یا بهرهگیری از فرصتهای احتمالی با سرمایه کمتر هستند. این موضوع میتواند نشانهای از آن باشد که نگاه تحلیلی در لایههای حرفهایتر بازار هنوز کاملاً منفی نشده، هرچند این خوشبینی محدود هنوز به بازار نقدی سرایت نکرده است.
در حال حاضر بسیاری از نمادها در محدودههای منفی قیمتی معامله میشوند و برخی با صفوف فروش سنگین مواجهاند. در چنین شرایطی، ورود مقطعی تقاضا ممکن است تغییراتی کوتاهمدت در روند معاملات ایجاد کند، اما تجربه هفتههای اخیر نشان داده که بدون انتشار اخبار مثبت اقتصادی و سیاسی و اثرگذاری ملموس آن بر انتظارات فعالان، این تغییرات پایدار نخواهد بود. بازار بیش از هر چیز به یک محرک بنیادین نیاز دارد؛ عاملی که بتواند انتظارات تورمی، چشمانداز سودآوری شرکتها یا ثبات سیاستگذاری را بهبود بخشد و زمینه بازگشت اعتماد را فراهم کند.
از منظر سناریویی، اگر شرایط فعلی بدون تحول معنادار ادامه یابد، احتمال تداوم روند محافظهکارانه و نوسانات فرسایشی وجود دارد. در مقابل، انتشار یک خبر مثبت اثرگذار میتواند به دلیل انباشت تقاضای بالقوه، منجر به واکنش سریع و پرشتاب بازار شود. همچنین در سناریوی بدبینانه، تشدید ریسکهای سیاسی یا اقتصادی میتواند موج جدیدی از فشار فروش ایجاد کند و کفهای قیمتی پایینتری را رقم بزند.
به طور کلی میتوان گفت بازار در مقطع حساسی قرار دارد؛ از یکسو خروج مستمر پول حقیقی و فضای احتیاط بر معاملات سایه انداخته و از سوی دیگر، برخی سرمایهگذاران حرفهای در حال رصد فرصتهای ارزنده هستند. مسیر آتی بازار بیش از هر چیز به متغیرهای کلان و بازگشت اعتماد وابسته است. در چنین فضایی، استراتژیهای مبتنی بر مدیریت ریسک، نگاه تحلیلی، تنوعبخشی پرتفوی و پرهیز از رفتارهای هیجانی میتواند تعیینکننده باشد و سرمایهگذاران را برای بهرهگیری از فرصتهای احتمالی آینده آماده نگه دارد.
مسعود کریمی هستم، از سال ۱۳۹۰ تاکنون، بهصورت مستمر در حوزه بازار سرمایه کشور فعالیت داشتهام و در این مدت در جایگاه خبرنگار، تحلیلگر و کارشناس بازار سرمایه با خبرگزاریها و روزنامههای اقتصادی رسمی کشور همکاری کردهام. تمرکز اصلی فعالیت حرفهای اینجانب بر تحلیل ساختارهای بازار سرمایه و بررسی سازوکارهای اثرگذاری عوامل کلان اقتصادی بر رفتار بازار است.