تله اقتصادی چیست و چرا آرژانتین نمونهای خوبی از آن است؟
به گزارش پاداش تله اقتصادی به وضعیتی اطلاق میشود که یک کشور در چرخهای معیوب از سیاستهای کوتاهمدت، کسری بودجه مزمن، تورم بالا و بحرانهای ادواری گرفتار میشود و هر بار که میخواهد از این چرخه خارج شود، هزینههای اجتماعی و سیاسی سنگینی میپردازد. آرژانتین بهدلیل تاریخ پرتلاطم اقتصادی خود، بهویژه در دهههای اخیر، به یکی از نمونههای کلاسیک این تله تبدیل شده است.
چگونه آرژانتین در تله اقتصادی گرفتار شد؟
آرژانتین در اوایل قرن بیستم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بود. زمینهای حاصلخیز، صادرات گسترده گندم و گوشت، و جذب سرمایههای اروپایی، این کشور را به تکستاره اقتصاد آمریکای جنوبی تبدیل کرده بود. اما از دهه ۱۹۴۰ به بعد، با روی کار آمدن حکومتهای نظامی و سپس دولتهای پوپولیست، اقتصاد آرژانتین بهتدریج به سمت سیاستهای حمایتگرایانه، کسری بودجه ساختاری و مداخله گسترده در بازار حرکت کرد.
دولتهای مختلف برای حفظ محبوبیت، به افزایش مخارج عمومی بدون پشتوانه درآمدی متوسل میشدند. این امر باعث شد که کسری بودجه بهصورت مزمن درآید و تورم به یک پدیده همیشگی تبدیل شود.
برای تأمین کسری بودجه، دولت به استقراض داخلی و خارجی روی آورد. با افزایش بدهیها، فشار بازپرداخت وامها بیشتر شد و دولت برای کاهش بار بدهی، گاه به کاهش مصنوعی ارزش پول متوسل میشد که خود بحرانهای جدیدی ایجاد میکرد.
نوسانات سیاسی و مداخلات مکرر، استقلال بانک مرکزی و ثبات قوانین اقتصادی را تضعیف کرد. این بیثباتی نهادی، اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را کاهش داد.
این ریشهها زمینهساز بحران عظیم سال ۲۰۰۱ شدند؛ بحرانی که تمامی ضعفهای ساختاری اقتصاد آرژانتین را در معرض دید جهان قرار داد.
موفقیت نه چندان طولانی
در دهه ۱۹۹۰، دولت برای مهار تورم افسارگسیخته و جلب اعتماد سرمایهگذاران، قانون تبدیل(Convertibility Law) را اجرا کرد. بر اساس این قانون، هر پزو آرژانتین دقیقاً معادل یک دلار آمریکا شد و بانک مرکزی متعهد شد که این نرخ ثابت را با پشتوانه کامل دلاری حفظ کند.
این سیاست در ابتدا نتایج مثبتی داشت. تورم کنترل شد، سرمایههای خارجی وارد کشور شدند و اقتصاد آرژانتین برای چند سال رشد قابل توجهی را تجربه کرد. اما نرخ ثابت ارز به تدریج مشکلات بزرگی ایجاد کرد. با ثابت ماندن ارزش پزو در برابر دلار، کالاهای آرژانتینی در بازارهای جهانی گران شدند و صادرات به شدت کاهش یافت. دولت و بخش خصوصی برای تأمین مالی، به استقراض ارزی گسترده روی آوردند. بدهی خارجی آرژانتین تا سال ۲۰۰۱ به حدود ۹۵ میلیارد دلار رسید. هنگامی که اقتصاد جهانی با مشکلات مواجه شد و جریان سرمایه به کشورهای نوظهور کاهش یافت، آرژانتین نتوانست بدهیهای خود را بازپرداخت کند.
فروپاشی و پیامدهای فاجعهبار
در دسامبر ۲۰۰۱، دولت مجبور شد محدودیتهای شدیدی بر برداشت از حسابهای بانکی اعمال کند. این اقدام به معنای مسدود شدن پسانداز مردم بود و خشم عمومی را برانگیخت. در روزهای بعد، اعتراضات خیابانی گستردهای سراسر کشور را فراگرفت که به شورشهای دسامبر معروف شد. در جریان این اعتراضات دهها نفر کشته شدند و در عرض تنها دو هفته، پنج رئیسجمهور تغییر کردند.
پیامدهای اقتصادی بحران بیسابقه بود:
- تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۰.۹٪ سقوط کرد.
- نرخ فقر به بیش از ۵۰٪ جمعیت رسید.
- سیستم بانکی عملاً فلج شد و زنجیره پرداختها در اقتصاد قطع گردید.
- ارزش پزو در برابر دلار سقوط کرد و تورم دوباره اوج گرفت.
بحران ۲۰۰۱ نشان داد که تثبیت مصنوعی نرخ ارز بدون اصلاحات ساختاری عمیق، تنها یک مسکن موقت است و در بلندمدت میتواند به فاجعه بینجامد.
دوران بازیابی پس از بحران و بازگشت به چرخه معیوب
پس از سقوط ۲۰۰۱، آرژانتین با بازسازی بخشی از بدهیها و بهرهمندی از رونق جهانی کالاها، دورهای از رشد اقتصادی را تجربه کرد. اما کسری بودجه مزمن، سیاستهای پوپولیستی و وابستگی به استقراض به قوت خود باقی ماندند. در سالهای بعد، دولتهای مختلف بارها با افزایش تورم و بحرانهای ارزی مواجه شدند و هر بار با اقدامات مقطعی سعی در مهار آن داشتند. این چرخه معیوب، کشور را برای مواجهه با یک شوک درمانی رادیکال در دهه ۲۰۲۰ آماده کرد.
شوکدرمانی

تصویر 1 – خاویر میلی، سیاستمدار و اقتصاددان آرژانتینی
با انتخاب خاویر میلی به ریاستجمهوری در دسامبر ۲۰۲۳، آرژانتین شاهد یک تغییر جهت بیسابقه در سیاست اقتصادی بود. میلی که خود را آنارکو–کاپیتالیست میخواند، قول داد با یک شوک درمانی گسترده، کشور را از تله اقتصادی نجات دهد.
برنامه اقتصادی میلی بر چند محور اصلی استوار بود. نخست دولت با قطع شدید یارانهها (حاملهای انرژی، حملونقل عمومی) و کاهش چشمگیر هزینههای عمومی، هدف خود را رساندن کسری بودجه به صفر اعلام کرد. همچنین نرخ ارز به طور شناور رها شد که منجر به کاهش ارزش پزو به میزان بیش از ۵۰٪ در ماههای اول شد. صدها قانون و مقررات دولتی حذف یا تعدیل شدند تا فضای کسبوکار آزادتر شود و برنامههایی برای فروش دهها شرکت دولتی در بخشهای انرژی، راهآهن و هواپیمایی ارائه شد.
اقدامات میلی در کوتاهمدت به برخی اهداف خود رسید:
- نرخ تورم ماهانه که در اوج به نزدیک ۲۵٪ میرسید، به تدریج کاهش یافت و در میانههای ۲۰۲۴ به حدود ۱۰٪ در ماه رسید.
- کسری بودجه به طور قابل توجهی کاهش یافت.
- بازار ارز تا حدی ثبات پیدا کرد.
اما هزینه اجتماعی این سیاستها بسیار سنگین بود. قیمتهای انرژی و حملونقل چندین برابر شد و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافت و نرخ فقر در نیمه اول ۲۰۲۴ از مرز ۵۵٪ گذشت. در پی آن موج گستردهای از اعتراضات و اعتصابات در سراسر کشور به راه افتاد. همچنین کاهش ارزش پزو، بدهیهای دلاری خانوارها و بنگاهها را سنگینتر کرد.

نمودار 1 – تغییرات نرخ تورم در آرژانتین
آیا دولت میلی میتواند در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت کند و اصلاحات را تا پایان ادامه دهد؟
آیا این سیاستها میتوانند اعتماد سرمایهگذاران و مردم را جلب کنند تا سرمایهگذاری و تولید افزایش یابد؟
پاسخ این سؤالات هنوز روشن نیست. دوران میلی آزمونی بزرگ برای این نظریه است که آیا میتوان با جراحی سریع و دردناک، از تله اقتصادی خارج شد یا خیر.
شباهتها، تفاوتها با ایران
اقتصاد ایران نیز دهههاست با چالشهای مشابهی نظیر میکند تورم مزمن، کسری بودجه ساختاری، وابستگی به درآمدهای نفتی و مداخلات گسترده دولت دستوپنجه نرم میکند. بررسی تجربه آرژانتین میتواند درسهای ارزشمندی برای ایران داشته باشد.
شباهتهای هشداردهنده
- تورم ساختاری: هر دو کشور دورههای طولانی تورم بالا را تجربه کردهاند. در ایران، تورم سالانه اغلب بالای ۳۰٪ است و این امر به کاهش مستمر قدرت خرید و بیثباتی اقتصادی منجر شده است.
- کسری بودجه و سیاستهای پوپولیستی: در ایران نیز کسری بودجه دولت عمدتاً از طریق استقراض از بانک مرکزی (چاپ پول) تأمین میشود که خود محرک تورم است. پرداخت یارانههای گسترده و هزینههای اجتماعی بدون پشتوانه، نشانههایی از پوپولیسم اقتصادی است.
- کنترل و تثبیت دستوری قیمتها: ایران سالها نرخ ارز را بهصورت چندگانه و با مداخله مستقیم کنترل میکرد. این سیاست، مشابه قانون قابلیت تبدیل آرژانتین، باعث ایجاد شکاف بین نرخ رسمی و بازار آزاد، کاهش صادرات غیرنفتی و رونق قاچاق شده است.
تفاوتهای کلیدی
- منبع بحران: بحران اصلی آرژانتین بدهی خارجی کلان و وابستگی به سرمایههای بینالمللی بود. در مقابل، بحران ایران بیش از هر چیز ناشی از تحریمهای بینالمللی و کاهش شدید درآمدهای نفتی است.
- ساختار سیاسی: آرژانتین یک دموکراسی با تغییرات مکرر دولتهاست، در حالی که ساختار سیاسی ایران ثبات بیشتری دارد ولی ممکن است انعطافپذیری کمتری در پذیرش اصلاحات رادیکال نشان دهد.
- عمق بحران: اقتصاد آرژانتین در بحران ۲۰۰۱ واقعاً فروپاشید (سقوط ۱۰.۹٪ تولید ناخالص داخلی در یک سال). اقتصاد ایران اگرچه تحت فشار شدید است، اما هنوز با یک فروپاشی کامل مواجه نشده است.
جمعبندی و درسهای کلیدی
تله اقتصادی آرژانتین داستانی است از ثروت اولیه، سیاستگذاریهای کوتاهبینانه و هزینههای سنگین تعویق اصلاحات. بحران ۲۰۰۱ نتیجه انباشت اشتباهات دههها بود و شوکدرمانی میلی پاسخی رادیکال به همین اشتباهات است. این تجربه چند درس کلیدی برای همه اقتصادهای درگیر با مشکلات مشابه، از جمله ایران، دارد.
هیچ معجزه اقتصادی بدون اصلاحات ساختاری امکانپذیر نیست.
سیاستهای پوپولیستی که رفاه امروز را با بدهی فردا میخرند، در نهایت به فقر بیشتر منجر میشوند.
خروج از تله اقتصادی نیازمند اراده سیاسی قوی، برنامهریزی بلندمدت و شفافیت کامل است.
هزینههای اجتماعی اصلاحات را باید با طراحی دقیق شبکه ایمنی اجتماعی و برنامههای حمایتی هدفمند به حداقل رساند.
آرژانتین هنوز در میانه راه خروج از تله اقتصادی خود است. نتیجه نبرد میلی با بحرانهای ساختاری، نه تنها آینده این کشور، بلکه میتواند به یکی از مهمترین درسهای تاریخ اقتصاد معاصر تبدیل شود. برای ایران، توجه به این درسها میتواند مسیر پرپیچوخم پیش رو را کمی روشنتر کند.
منابع اصلی :
International Monetary Fund
World Bank. World Development Indicators
Financial Times. Argentina: A History of Defaults
BBC News. Argentina’s Economic Collapse
The Guardian. “Argentina’s Political Crisis

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم