بحران بهرهوری
به گزارش پاداش در حالی که پیشبینیها نشان از تداوم رشد نسبتاً پایدار جهانی (۳.۳ درصد در ۲۰۲۶) دارد، این ارقام بر کند شدن مداوم و شدید رشد بهرهوری سایه افکندهاند. میانگین نرخ رشد این دهه در مسیر تبدیل شدن به کمترین نرخ از دههی ۱۹۶۰ است، و بیش از یکسوم اقتصادهای کمدرآمد امروز فقیرتر از پنج سال پیش هستند. این پدیده به معنای آن است که افزایش سطح رفاه برای بخش بزرگی از جمعیت جهان، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، به شدت به خطر افتاده است. در شرایطی که جهان از شوکهای اخیر جان سالم به در برده، موتور محرکه رشد بلندمدت، یعنی بهرهوری، در معرض فرسایش قرار گرفته است.
چرا بهرهوری جهانی دچار بحران شده؟
کاهش نرخ رشد بهرهوری یک مسئلهی جهانی است که فراتر از نوسانات چرخهای قرار دارد. این روند، که در دههی ۲۰۲۰ تشدید شده، ریشه در عدم موفقیت در پیوند دادن پیشرفتهای تکنولوژیک به افزایش خروجی اقتصادی دارد. این امر ناشی از کاهش بازده سرمایهگذاریهای بلندمدت، پیری جمعیت و مهمتر از همه، ضعف در پویایی کسبوکارها است. در بسیاری از اقتصادها، کاهش در ایجاد و انحلال شرکتها، نشاندهندهی کند شدن فرآیند تخریب خلاق است؛ سیستمی که در آن منابع باید به سمت نوآوریها و بنگاههای مولدتر هدایت شوند.
تناقض AI و رشد ضعیف بهرهوری
ظهور هوش مصنوعی (AI) پتانسیل عظیمی برای دگرگونی بهرهوری دارد. IMF اشاره میکند که شرکتهای AI هماکنون سهم قابل توجهی از ارزش بازار را در اختیار دارند و محرک اصلی مخارج سرمایهای شرکتی هستند. بانک جهانی نیز تخمین میزند که AIمیتواند رشد بهرهوری ایالات متحده را حدود ۰.۷ واحد درصد در سال افزایش دهد و در صورت انتشار گسترده، رشد بهرهوری جهانی را تا ۰.۵ واحد درصد بالا ببرد و از بحران ها پیشگیری کند.
اما اینجا تناقضی نهفته است. انتقال این پتانسیل به رشد واقعی بهرهوری جهانی با موانعی جدی روبروست:
۱. شکاف پذیرش: همانطور که در تحلیلهای جهانی دیده میشود، مزایای AI بهطور نابرابر توزیع میشود. کشورهایی که فاقد زیرساختهای دیجیتال قوی، سرمایهی انسانی ماهر و چارچوبهای قانونی لازم هستند (مانند بسیاری از اقتصادهای جنوب صحرای آفریقا)، در جذب این فناوریها کندتر عمل میکنند و این شکاف بهرهوری را تشدید میسازد.
۲. ریسک خوشبینی بیشازحد: اگر نتایج عملی AI نتواند انتظارات بازار را برآورده سازد، منجر به افت شدید سرمایهگذاری در بخش فناوری و یک اصلاح طولانیمدت در بازار سهام شود که خود یک عامل کاهنده رشد و بحران مالی خواهد بود.
نقش سرمایه انسانی و نهادها
بهرهوری صرفاً نصب سختافزار جدید نیست؛ موفقیت در پذیرش تکنولوژیهای جدید نیازمند سرمایهی انسانی سازگار و نهادهای کارآمد است. فقدان نیروی کار ماهر به عنوان یک مانع جدی در مناطقی مانند اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین مطرح شده است. سرمایهگذاری در نیروی کار باید با سرعت پیشرفت فناوری همگام باشد تا از ایجاد یک نیروی کار غیرقابل انطباق با مشاغل جدید جلوگیری شود.

نمودار 1 – شاخص آمادگی هوش مصنوعی بانک جهانی نشان میدهد اقتصادهای پیشرفته بهمراتب آمادهتر از اقتصادهای درحالتوسعه برای تبدیل AI به رشد بهرهوری هستند.
چرا کشورهای درحالتوسعه عقب میمانند؟
وضعیت در بازارهای نوظهور (EMDEs) نگرانکنندهتر است. در حالی که برخی اقتصادهای آسیایی (مانند چین با رشد ۴.۵ درصدی پیشبینیشده برای ۲۰۲۶) به دلیل حمایتهای سیاستی و سرمایهگذاریهای تکنولوژیک (بهویژه صادرات نیمههادیها) تابآوری نشان میدهند، سطح تولید ناخالص داخلی سرانهی بسیاری از این کشورها عقبتر از سطح پیش از همهگیری باقی مانده است. این عدم ایجاد شغل کافی در کنار جمعیت جوان رو به رشد، تهدیدی برای فقر شدیدتر است، زیرا سرمایهگذاری و جریانهای سرمایه خارجی کاهش یافته است.
اصلاحات واقعی کداماند؟
برای شکستن این تله، نیاز به حرکت فراتر از تحریکهای کوتاهمدت مالی و پولی است:
- افزایش درآمدهای مالی و کارایی مخارج: کشورها باید با هدفگیری مسیر کاهشی بدهی عمومی، از طریق تقویت پایههای درآمدی خود، به سمت ثبات میانمدت مالی حرکت کنند.
- اصلاحات ساختاری فراگیر: کاهش موانع نظارتی، تقویت رقابت، و سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختها و آموزش برای جذب و بومیسازی فناوریهای نوظهور ضروری است.

بدون بهرهوری، رشد پایدار نیست
بحران بهرهوری پنهان، بزرگترین چالش میانمدت اقتصاد جهانی است. تکیه بر یک پایهی محدود از محرکها (مانند سرمایهگذاری AI در چند کشور خاص یا سیاستهای مالی انبساطی) اقتصاد جهانی را در برابر شوکهای آتی آسیبپذیر میسازد. احیای رشد پایدار نیازمند پذیرش این واقعیت است که پیشرفتهای تکنولوژیک تنها در صورتی میتوانند به توسعهی عمومی تبدیل شوند که با اصلاحات ساختاری عمیق، بهویژه در حوزههای سرمایهی انسانی و کارایی نهادی، همراه شوند.
منابع:

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم