تورم در ایران دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ به بخشی از تجربه روزمره مردم، زبان عمومی جامعه و افق ذهنی فعالان اقتصادی تبدیل شده است. وقتی گزارشهای رسمی از رشد دوباره قیمتها خبر میدهند، جامعه این اعداد را فقط بهعنوان اطلاعات آماری دریافت نمیکند، بلکه آنها را به نشانههایی از آینده نزدیک ترجمه میکند. در چنین وضعیتی، مسئله فقط افزایش قیمتها نیست، بلکه نحوه شکلگیری تورم انتظاری نیز اهمیت پیدا میکند؛ همان نیرویی که میتواند از دل نگرانی عمومی، رفتارهای اقتصادی تازهای بسازد و به بازتولید تورم کمک کند.
به گزارش آکادمی پاداش دادههای تازه تورم نشان میدهد که فشار قیمتی در اقتصاد ایران همچنان سنگین است و حتی نشانههایی از شتابگرفتن دوباره آن دیده میشود. نرخ تورم ماهانه به ۸.۵ درصد رسیده، تورم نقطهبهنقطه ۷۷.۲ درصد ثبت شده و تورم سالانه به ۵۳.۹ درصد رسیده است. همین سه عدد بهتنهایی گویای آن هستند که اقتصاد ایران نهفقط با یک تورم مزمن، بلکه با وضعیتی روبهروست که میتواند در افکار عمومی بهعنوان آغاز یک موج تازه گرانی فهمیده شود. این دقیقاً همان نقطهای است که تورم انتظاری از یک مفهوم نظری به یک واقعیت اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود.

تصویر 1 – روند تورم ماهانه و نقطه به نقطه
گزارش تورم ایران چه میگوید؟
تورم ماهانه ۸.۵ درصد یعنی سطح عمومی قیمتها فقط در یک ماه جهشی کمسابقه را تجربه کرده است. وقتی چنین نرخی ثبت میشود، جامعه بهدرستی این پیام را دریافت میکند که شتاب گرانی همچنان بالاست. تورم نقطهبهنقطه ۷۷.۲ درصد نیز نشان میدهد که خانوارها در مقایسه با مدت مشابه سال قبل با جهشی بسیار بزرگ در هزینههای زندگی روبهرو شدهاند. تورم سالانه ۵۳.۹ درصد هم تأکید میکند که این وضعیت صرفاً یک تکانه موقت یا نوسان گذرا نیست، بلکه فشار قیمتی در بازهای طولانیتر نیز ماندگار شده است.
اهمیت این گزارش فقط در شدت اعداد نیست، بلکه در پیامی است که به جامعه میدهد. وقتی مردم با چنین نرخهایی روبهرو میشوند، معمولاً فقط درباره گذشته قضاوت نمیکنند. آنها بلافاصله به آینده فکر میکنند؛ به اینکه قیمتها در ماههای بعد چه خواهد شد، دستمزدها چقدر از تورم عقب میمانند، خرید امروز بهتر است یا فردا، و آیا نگهداشتن پول نقد همچنان منطقی است یا نه. از همین لحظه، گزارش تورم از سطح آمار عبور میکند و وارد قلمرو تورم انتظاری میشود.
موج جدید تورمی چگونه شکل میگیرد؟
وقتی تورم ماهانه سنگین است و همزمان تورم نقطهبهنقطه و سالانه نیز در سطوح بسیار بالا قرار دارند، این تصور بهوجود میآید که اقتصاد در حال ورود به یک موج جدید تورمی است. منظور از موج جدید تورمی فقط ادامه یافتن گرانی نیست، بلکه شتاب گرفتن دوباره قیمتها و افزایش حس نااطمینانی در جامعه است. در چنین شرایطی، تورم دیگر صرفاً یک روند مزمن نیست، بلکه چهرهای تهاجمیتر و بیثباتکنندهتر پیدا میکند.
در این فضا، مردم فقط شاهد بالا رفتن قیمتها نیستند، بلکه احساس میکنند هر تأخیر در تصمیمگیری اقتصادی ممکن است برایشان زیانآور باشد. خریدها جلو میافتد، مقایسه قیمتها با اضطراب بیشتری انجام میشود، فروشندگان محتاطتر میشوند و بنگاهها هزینههای آینده را در قیمت امروز لحاظ میکنند. این همان جایی است که تورم انتظاری نقش کلیدی پیدا میکند، زیرا موج جدید تورمی فقط در دادهها شکل نمیگیرد؛ در ذهنیت عمومی نیز ساخته میشود.
تورم انتظاری چیست و چرا اهمیت دارد؟
تورم انتظاری یعنی این باور عمومی که قیمتها در آینده افزایش خواهد یافت. این انتظار بهخودیخود بیاثر نیست. برعکس، یکی از مهمترین دلایل تداوم تورم در اقتصادهای بیثبات همین است که مردم، بنگاهها و بازارها آینده را تورمی میبینند و بر همان اساس رفتار میکنند. وقتی خانوار تصور میکند کالا یا خدمت مورد نیازش فردا گرانتر خواهد شد، خرید را جلو میاندازد. وقتی فروشنده فکر میکند جایگزینی کالا برایش پرهزینهتر خواهد شد، قیمت را زودتر بالا میبرد. وقتی تولیدکننده از آینده هزینهها مطمئن نیست، حاشیه اطمینان بیشتری روی قیمت میگذارد.
به این ترتیب، تورم انتظاری از یک پیشبینی ذهنی به یک عامل واقعی در اقتصاد تبدیل میشود. اینجاست که رابطهای دَوَرانی شکل میگیرد: تورم موجود، انتظار تورمی میسازد و این انتظار، دوباره به تشدید تورم کمک میکند. به همین دلیل، در تحلیل اقتصاد ایران نمیتوان فقط از تورم تحققیافته حرف زد. بخش مهمی از مسئله در خود تورم انتظاری نهفته است؛ یعنی در همان چیزی که هنوز بهطور کامل رخ نداده، اما رفتار امروز جامعه را تغییر داده است.
چرا جامعه تورم را فقط از روی آمار نمیفهمد؟
در ایران، تورم فقط در گزارشهای رسمی دیده نمیشود. مردم آن را در خرید روزانه، اجاره مسکن، قیمت دارو، هزینه حملونقل، قبوض، خدمات و حتی در گفتوگوهای ساده روزمره لمس میکنند. به همین دلیل، فاصله میان تورم آماری و تورم زیسته بسیار کم شده است. هر عددی که منتشر میشود، بلافاصله با تجربه زندگی مردم سنجیده میشود. اگر این تجربه با حس گرانی شدید همخوانی داشته باشد، تورم انتظاری با سرعت بیشتری تقویت میشود.
برای بسیاری از مردم، تورم دیگر یک مفهوم تخصصی نیست. این تجربه به زبان عمومی ترجمه شده است: «اگر امروز نخری، فردا گرانتر است»، «پول دستت بماند ضرر کردهای»، «هیچ قیمتی ثابت نمیماند». این جملات ساده، در واقع زبان اجتماعی تورم انتظاری هستند. یعنی همان نقطهای که اقتصاد وارد فرهنگ روزمره میشود و رفتارهای جمعی را شکل میدهد.
رسانهها چگونه تورم انتظاری را تقویت میکنند؟
رسانهها و شبکههای اجتماعی در این میان نقش مهمی دارند. گزارشهای خبری، تیترهای هشداردهنده، مقایسه مداوم قیمتها، تحلیلهای شتابزده و بازنشر تجربههای فردی از گرانی، همگی در ساختن فضای ذهنی جامعه اثر میگذارند. این به معنای آن نیست که رسانهها علت اصلی تورم هستند، بلکه به این معناست که روایت رسانهای میتواند شدت تورم انتظاری را افزایش دهد.
وقتی هر روز خبرهایی از جهش قیمتها، رکوردهای جدید تورم، ناپایداری بازارها و افت ارزش پول منتشر میشود، جامعه در نوعی وضعیت آمادهباش دائمی قرار میگیرد. در این وضعیت، حتی افرادی که قصد خرید فوری ندارند نیز احساس میکنند باید زودتر تصمیم بگیرند. همین منطق، رفتارهای پیشدستانه را تقویت میکند و به بازتولید تورم کمک میکند. به بیان دیگر، رسانهها فقط تورم را گزارش نمیکنند؛ گاهی بهطور غیرمستقیم در شکلگیری بستر روانی تورم انتظاری نیز نقش دارند.
آیا ایران در آستانه ابرتورم است؟
پرسش مهم این است که آیا این شرایط به معنای حرکت به سمت ابرتورم است؟ پاسخ دقیق این است که هنوز نمیتوان از ابرتورم کلاسیک سخن گفت. در ادبیات اقتصادی، ابرتورم معمولاً به وضعیتی اطلاق میشود که تورم ماهانه به حدود ۵۰ درصد یا بیشتر برسد. بنابراین، هرچند تورم ماهانه ۸.۵ درصد بسیار سنگین و نگرانکننده است، اما هنوز با معیار کلاسیک ابرتورم فاصله دارد.
با این حال، خطر اصلی در این نیست که امروز ابرتورم رخ داده باشد، بلکه در این است که اقتصاد بتواند به سمت نوعی افق ابرتورمی حرکت کند. افق ابرتورمی زمانی شکل میگیرد که اعتماد به پول ملی کاهش یابد، نگهداری پول نقد نامطلوبتر شود، خریدها با عجله بیشتری انجام گیرد و قیمتگذاریها بر پایه بدبینی نسبت به آینده صورت گیرد. در چنین فضایی، تورم انتظاری فقط یک پیامد جانبی نیست، بلکه یکی از موتورهای اصلی بیثباتی اقتصادی میشود.
افق ابرتورمی یعنی چه؟
افق ابرتورمی لزوماً به معنای ورود رسمی به ابرتورم نیست. این اصطلاح بیشتر به وضعیتی اشاره دارد که در آن رفتارهای اقتصادی جامعه شبیه اقتصادهای گرفتار تورمهای بسیار شدید میشود. مردم ترجیح میدهند پول خود را سریعتر خرج کنند، بنگاهها از فروش مدتدار فاصله میگیرند، قیمتها با احتیاط و فاصله زمانی کوتاهتری تغییر میکنند و میل به تبدیل پول به انواع دارایی بیشتر میشود. اگر این الگوها فراگیر شوند، اقتصاد بدون آنکه وارد ابرتورم کلاسیک شده باشد، میتواند از نظر رفتاری به آن نزدیک شود.

در این وضعیت، تورم انتظاری نقش محوری دارد. چون پیش از آنکه خود ابرتورم رخ دهد، این انتظارِ تورمی است که شیوه تصمیمگیری را تغییر میدهد. پول دیگر یک ابزار باثبات برای نگهداری ارزش نیست، بلکه به چیزی تبدیل میشود که باید هرچه زودتر از آن عبور کرد. همین تغییر ذهنیت میتواند فشارهای تورمی را تشدید کند و دامنه بیثباتی را گسترش دهد.
بحران اعتماد و بازتولید تورم
اگر قرار باشد تورم مهار شود، فقط کنترل عوامل پولی و مالی کافی نیست. اقتصاد نیازمند احیای اعتماد نیز هست. تا وقتی مردم باور نکنند که تورم پایین خواهد آمد، تورم انتظاری پابرجا میماند. این بیاعتمادی میتواند نتیجه سالها تجربه تورم بالا، نوسان سیاستگذاری، شوکهای پیاپی و کاهش قدرت خرید باشد. وقتی جامعه بارها دیده که قیمتها از وعدهها سریعتر حرکت میکنند، دیگر بهسادگی آینده را باثبات تصور نمیکند.
در چنین فضایی، بازتولید تورم فقط در بازار رخ نمیدهد، بلکه در ذهنیت عمومی نیز ادامه مییابد. تورم انتظاری به بخشی از عقل معاش مردم تبدیل میشود. خانوادهها، صاحبان کسبوکار، موجران، سرمایهگذاران خرد و حتی مصرفکنندگان عادی، همه تصمیمهای خود را با فرض تورمی بودن آینده تنظیم میکنند. نتیجه این است که تورم نهفقط یک پدیده اقتصادی، بلکه یک ساختار ذهنی و اجتماعی میشود.
چرا مهار تورم انتظاری اهمیت دارد؟
مهار تورم انتظاری از آن جهت اهمیت دارد که بدون آن، حتی اگر بخشی از فشارهای تورمی مهار شود، باز هم جامعه آماده بازگشت سریع تورم خواهد بود. اگر مردم و بازارها نسبت به آینده بدبین بمانند، قیمتگذاریها محتاطانهتر، خریدها پیشدستانهتر و رفتارهای اقتصادی ناپایدارتر خواهد شد. این همان چرخهای است که اجازه نمیدهد اقتصاد بهسادگی به آرامش بازگردد.
در واقع، تورم انتظاری حلقه اتصال میان اقتصاد رسمی و تجربه روزمره مردم است. اعداد رسمی از یکسو و روایتهای اجتماعی از سوی دیگر، در نهایت در ذهن جامعه به هم میرسند. وقتی این ذهنیت تورمی تثبیت شود، کنترل تورم فقط با سیاستهای کوتاهمدت ممکن نیست. اقتصاد باید بتواند افق پیشبینیپذیرتری بسازد؛ افقی که در آن مردم احساس کنند آینده الزاماً گرانتر از امروز نخواهد بود.
جمعبندی
روایت تورم در ایران فقط روایت چند عدد نیست. با این حال، همین اعداد نشان میدهند که وضعیت همچنان بحرانی است: تورم ماهانه ۸.۵ درصد، تورم نقطهبهنقطه ۷۷.۲ درصد و تورم سالانه ۵۳.۹ درصد، از اقتصادی خبر میدهند که زیر فشار سنگین قیمتها قرار دارد و نشانههای یک موج تازه گرانی در آن دیده میشود. این وضعیت هنوز به معنای ابرتورم کلاسیک نیست، اما میتواند در صورت تداوم بیثباتی، تشدید نااطمینانی و فرسایش اعتماد، اقتصاد را به سمت افقهای خطرناکتر ببرد.
در این میان، تورم انتظاری مهمترین حلقه تحلیلی ماجراست. جامعه از دل گزارش تورم، آینده را میخواند و بر مبنای همین خوانش، رفتار امروز خود را تنظیم میکند. اگر انتظار گرانی فراگیر شود، خرید جلو میافتد، قیمتگذاری تهاجمیتر میشود، پول سریعتر از دست خارج میشود و تورم دوباره بازتولید میشود. به همین دلیل، فهم اقتصاد ایران بدون فهم تورم انتظاری ممکن نیست. آنچه امروز در برابر ما قرار دارد، فقط جهش قیمتها نیست، بلکه شکلگیری یک ذهنیت فراگیر تورمی است؛ ذهنیتی که اگر مهار نشود، میتواند کابوس تورمی را از یک تجربه روزمره به یک وضعیت پایدارتر تبدیل کند.
منبع: بانک مرکزی ایران

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم