به گزارش پاداش، اصطلاح بانک زامبی (Zombie Bank) فراتر از یک استعارهی ژورنالیستی یا تیترهای هراسانگیز رسانهای، به یکی از خطرناکترین پدیدههای اقتصاد کلان مدرن اشاره دارد. این مفهوم، توصیفگر نهادهایی است که از منظر ترازنامهای مرده و ورشکسته محسوب میشوند (داراییها کمتر از بدهیهاست)، اما با تنفس مصنوعی نقدینگی دولتی یا حمایتهای پنهان بانک مرکزی، به حیات نباتی خود ادامه میدهند.
این گزارش با واکاوی ادبیات آکادمیک و تجربههای تاریخی، به تحلیل ریشهها، مکانیسم سرایت و پیامدهای سیاستی این پدیده میپردازد و استدلال میکند که چگونه تلاش سیاستگذاران برای نجات همگان تحت لوای ثبات، میتواند به غرق شدن کل سیستم و خلق یک اقتصاد راکد منجر شود. در انتها خطر بانکهای زامبی برای اقتصاد ایران به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد.
پارادوکس مردگان متحرک
در ادبیات مالی و بانکداری، تعریف دقیق بانک زامبی پیچیدهتر از صرفاً یک بانک زیانده است. بر اساس پژوهشهای کین و برتلو (Kane & Berthelot)، زامبی به نهاد مالی گفته میشود که ارزش خالص اقتصادی منفی دارد، اما به دلیل دسترسی به نقدینگی ارزان، تضمینهای دولتی و یا اغماض نهاد ناظر، از اعلام ورشکستگی رسمی میگریزد.
خطر اصلی این نهادها در تداوم فعالیت فیزیکی آنها نیست، بلکه در رفتار سرمایهگذاری سمی آنهاست. یک بانک سالم، اعتبار را به بهرهورترین مشتری تخصیص میدهد؛ اما یک بانک زامبی برای پنهان کردن زیانهای خود، تمایل دارد به شرکتهای ورشکسته و ناکارآمد (Zombie Firms) وامهای جدید بدهد تا آنها بتوانند صرفاً بهرهی وامهای قبلی را بپردازند. این چرخه که در ادبیات مالی به سبز نگه داشتن (Evergreening) معروف است، منابع کمیاب سرمایه را از شرکتهای نوآور، استارتاپها و بخشهای مولد دریغ کرده و در چاه شرکتهای قدیمی و ناکارآمد میریزد.
به بیان ساده، بانک زامبی مانند باغبانی است که به جای آبیاری گلهای تازه، آب را به پای درختان خشکیده میریزد تا شاید روزی دوباره سبز شوند؛ غافل از اینکه با این کار، کل باغ را خشک میکند.
درسهای تاریخی: دهههای گمشده و تجربه تلخ ژاپن
منشأ اصلی تئوریزه شدن مفهوم بانک زامبی، اقتصاد ژاپن در دهه ۱۹۹۰ میلادی بود. پس از ترکیدن حباب عظیم داراییها (املاک و سهام) در آغاز این دهه، بانکهای ژاپنی با کوهی از وامهای نکولشده مواجه شدند.
مقاله جریانساز و مرجع کابالرو، هوشی و کاشیاپ (Caballero, Hoshi & Kashyap, 2008) نشان داد که چگونه سیاستگذاران ژاپنی به جای جراحی سریع سیستم، مسیر مدارای نظارتیرا برگزیدند. دولت ژاپن با تزریق سرمایه بدون اصلاح ساختار و پایین نگه داشتن مصنوعی نرخ بهره، به بانکها اجازه داد زیانها را شناسایی نکنند.
نتیجه این سیاست، خلق ارتشی از شرکتهای زامبی بود که نه میمردند و نه رشد میکردند. این وضعیت منجر به پدیدهای شد که اکنون در اقتصاد جهان به دهههای گمشده (Lost Decades) مشهور است؛ دورانی که در آن رشد بهرهوری ژاپن به شدت سرکوب شد، زیرا شرکتهای سالم قادر به رقابت با شرکتهای زامبی (که وامهای یارانهای دریافت میکردند) نبودند. درس بزرگ ژاپن برای اقتصاددانان این بود که تزریق نقدینگی بدون اصلاح ترازنامه، درمان نیست؛ بلکه تغذیه ویروس است.
ایدئولوژی «بزرگتر از آن که ورشکست شود»
موتور محرک تولید و بقای بانک زامبی، دکترین خطرناک بزرگتر از آن که ورشکست شود (Too Big To Fail – TBTF) است. این باور که ورشکستگی نهادهای مالی بزرگ باعث فروپاشی سیستم میشود، نوعی کژمنشی(Moral Hazard) در مدیران بانکی ایجاد میکند.
مدیران بانکی با علم به اینکه سودها خصوصی است اما زیانها اجتماعی خواهد شد ، ریسکهای نامعقول میکنند. زمانی که بحران رخ میدهد، سیاستگذار از ترس هراس بانکی و تبعات اجتماعی، اصول بازار آزاد (یعنی حذف بازیگران ناکارا) را زیر پا میگذارد. اینجاست که ویروس بانک زامبی متولد میشود. ترس از درد کوتاهمدت اصلاحات، به بیماری مزمن بلندمدت رکود تبدیل میشود.

مکانیسم سرایت: شطرنج پول در وضعیت پات
اگر اقتصاد را به مثابه یک شطرنج پول در نظر بگیریم، وجود نهادهایی مانند بانک زامبی قوانین بازی را تغییر میدهد. در حالت عادی، مهرهها (سرمایه) باید به خانههایی حرکت کنند که بیشترین بازدهی و امنیت را دارند. اما در سیستم زامبیزده، مکانیسم به شرح زیر مختل میشود:
- قفلشدگی منابع: بانکهای زامبی منابع را در خانههای سوخته (پروژههای شکستخورده و املاک راکد) حبس میکنند تا مجبور به شناسایی زیان نشوند.
- فرار پول هوشمند: سرمایهگذاران واقعی با مشاهدهی ترازنامههای غیرشفاف و نرخهای بهرهی دستکاری شده، از بازی در این صفحه شطرنج انصراف میدهند یا به بازارهای سفتهبازانه (مانند طلا، ارز و کریپتو) پناه میبرند.
- وضعیت پات: اقتصاد در وضعیت «پات» قرار میگیرد؛ نقدینگی وجود دارد و حجم پول (M2) رشد میکند، اما رشد اقتصادی (GDP) متوقف است. مهرهها حرکت میکنند اما هیچ خانهای فتح نمیشود.
این ویروس طبق الگوی زیر در اقتصاد سرایت میکند:
- بانکهای بزرگ (به دلیل اهرم بالا و حمایت سیاسی).
- شرکتهای بزرگ (پیمانکاران و وابستگان به بانکها).
- نهادهای مالی غیربانکی و صندوقهای بازنشستگی (که داراییهای سمی بانکها را خریداری کردهاند).
- دولت (در صورتی که بدهی عمومی برای نجات بانکها از کنترل خارج شود.)
هزینه فرصت پنهان: قتل خاموش نوآوری
شاید بزرگترین جنایت بانک زامبی، آنچه انجام میدهند نباشد، بلکه آنچه مانع انجامش میشوند باشد. گزارشهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) نشان میدهند که حضور شرکتهای زامبی، موانع ورود برای شرکتهای جوان و نوآور را افزایش میدهد.
وقتی منابع بانکی صرف زنده نگه داشتن صنایع قدیمی و ناکارآمد میشود، استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان با خشکسالی اعتبار مواجه میشوند. این امر منجر به کاهش رشد بهرهوری کل عوامل (TFP) میشود. در واقع، جامعه هزینه زنده نگه داشتن زامبیها را با «رفاه از دست رفته» و «شغلهای ایجاد نشده» میپردازد.
آیا سایه بانک زامبی بر اقتصاد ایران سنگینی میکند؟
تطبیق شاخصهای استاندارد جهانی (مانند گزارشهای صندوق بینالمللی پول – IMF) با وضعیت نظام بانکی ایران، هشدارهای جدی را مخابره میکند:
- شکاف دارایی-بدهی (ناترازی): انباشت داراییهای منجمد (املاک و مستغلات) در ترازنامه بانکها به جای داراییهای نقدشونده.
- نرخ سود موهوم: شناسایی سود از محل وامهایی که اصل و فرع آنها بازپرداخت نمیشود (تسهیلات امهالی).
- اضافه برداشت: وابستگی مزمن برخی بانکها به منابع بانک مرکزی برای تسویه حسابهای روزانه.
این نشانهها حاکی از آن است که بخشهایی از نظام تأمین مالی کشور درگیر مکانیسم زامبیسازی شدهاند. این امر باعث شده تا علیرغم رشد نقدینگی بالا، بخش تولید واقعی همواره از کمبود نقدینگی شکایت داشته باشد.
راهکارهای خروج: جراحی دردناک یا مرگ تدریجی؟
تجربه جهانی (به ویژه اصلاحات بانکی اسکاندیناوی در دهه ۹۰ و آمریکا پس از ۲۰۰۸) نشان میدهد که راه فراری از پرداخت هزینه وجود ندارد؛ انتخاب تنها بین پرداخت یکباره و دردناک یا پرداخت تدریجی و فرساینده است. راهکارهای استاندارد عبارتند از:
- بررسی کیفیت داراییها (AQR): شفافسازی واقعی ترازنامهها توسط حسابرسان مستقل و شناسایی زیانهای پنهان.
- تأسیس بانک بد (Bad Bank): جداسازی داراییهای سمی از ترازنامه بانکها و انتقال آنها به یک نهاد دولتی واسط برای نقد کردن تدریجی، تا بانک اصلی بتواند دوباره تنفس کند.
- مکانیسم Bail-in به جای Bail-out: سهامداران و سپردهگذاران کلان بانک باید بخشی از زیان را متحمل شوند، نه اینکه کل هزینه از جیب تورم (مردم) پرداخت شود.
- توقف مدارای نظارتی: بانک مرکزی باید شجاعت توقف فعالیت یا ادغام اجباری نهادهای ناسالم را داشته باشد.

جمعبندی
بانک زامبی تنها یک مشکل حسابداری نیستند؛ آنها مکنده رشد اقتصادی و قاتل نوآوریاند. تا زمانی که نظام تنظیمگری مالی مکانیزمهای خروج معتبری برای انحلال یا بازسازی بانکهای بزرگ نداشته باشد، سایه سنگین بانک زامبی بر سر تخصیص منابع باقی خواهد ماند. اقتصاد سالم، نیازمند مرگ طبیعی بنگاههای ناکارآمد است تا حیات به بخشهای مولد بازگردد. تداوم حمایت کورکورانه، تنها زمان فروپاشی را به تعویق میاندازد و ابعاد آن را بزرگتر میکند.

فرهنگ نجاتیان هستم، کارشناس ارشد اقتصاد.
علاقهمند به کاوش بازارها و راهی که بازار با آن دنیا را تغییر میدهد.
کوششم بر این است که با پژوهش در این مسیر دانش اقتصادی رو در جهان مالی پررنگتر کنم